
دشت هشتگرد در لبهی پرتگاه جغرافیایی!
موج البرز- مصاحبه اخیر مدیرعامل آب منطقه ای استان البرز، زنگ خطر فروپاشی زمین در استان البرز را از یک هشدار محیط زیستی به یک بحران ساختاری تبدیل کرد.
« با وجود افزایش ۲۷ درصدی بارش نسبت به سال گذشته، بارندگی استان هنوز ۱۷ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است و مخازن سدهای کرج و طالقان همچنان کمحجم هستند. دشتهای استان البرز در وضعیت بحرانی قرار دارند و در دشت هشتگرد میزان فرونشست زمین در برخی نقاط به ۲۷ تا ۲۸ سانتیمتر در سال رسیده است.»
« فرونشست 27 تا 28 سانتی متری سالیانه» یعنی فاجعه ای از جنس تقابل انسان با طبیعت. آنچه عیان گشته و البته قبلا هم در گزارشی به این بحران اشاره کرده بودیم، در دشت هشتگرد، وضعیت به حدی وخیم است که زمین با نرخ خیرهکننده ۲۷ تا ۲۸ سانتیمتر در سال در حال فرو رفتن است.
این فرونشست سریع، تنها یک جابهجایی لایههای زمین نیست، بلکه زنگ خطری برای تخریب زیرساختهای شهری، ترک خوردن جادهها و از بین رفتن امنیت زیستی ساکنان منطقه است.
زمانی که مدیرعامل شرکت آب منطقه ای البرز از « مسدود سازی ۱۵۰۰ حلقه چاه غیرمجاز در استان، تنها در سال گذشته» سخن به میان می آورد، ریشه این فاجعه بیشتر نمایان می شود. عدم توازن میان «بارشهای طبیعی» و «استخراج بیرویه»، عدم مدیریت صحیح مصرف آب در صنایع و کشاورزی و بالا بودن سرانه مصرف در میان خانوارها، تنها بیان مشکلات است، در حالی که ما همچنان بدون توجه به این اصل که طبیعت مظهر تعادل و بازآفرینی ست و زیاده خواهی انسان از طبیعت، فاجعه آفرین است، به روند معیوب خود ادامه می دهیم.
اگرچه آمارهای اخیر از افزایش ۲۷ درصدی بارشها نسبت به سال گذشته خبر میدهند، اما این خوشبینی با یک واقعیت تلخ روبروست؛ مجموع بارشهای استان البرز همچنان ۱۷ درصد کمتر از میانگین بلندمدت خود است. این کمبود مزمن باعث شده تا ذخایر استراتژیک آبی منطقه، یعنی مخازن سد کرج و طالقان، با سطوح بسیار پایین و در وضعیت کمحجم باقی بمانند. در واقع، افزایش بارشهای مقطعی نتوانسته است خلأ ایجاد شده در سفرههای زیرزمینی را جبران کند.
بحران در مدیریت آب است. طبیعت دستان سخاوتمند خود را باز کرده و رحمت را برای ساکنین به ارمغان آورده است. اما قرار نیست پاسخگوی زیادی خواهی های بشر باشد. آنچه مسلم است حتی طرح های بازچرخانی آب در طبیعت و تغذیه مصنوعی سفره های زیر زمینی بدون رعایت الگوی متوازن «دریافت و پرداخت» نتیجه ای نخواهد داشت.
بارگذاری جمعیت و توسعه صنعتی بدون در نظر گرفتن « توان تاب آوری زیست محیطی » پیشرفت نیست، اعلام جنگ به طبیعت است.
هرچند آمار دقیقی از میزان فرونشست زمین در 10 یا 20 سال گذشته و بر اساس مناطق بحرانی و در خطر در دسترس نیست اما به راحتی میتوان گفت که با روند « تصاعدی مصرف» و « کندی بازچرخانی آب» در زمین، باید با هر قطره آبی که مصرف می شود، منتظر تَرَک های بیشتر البرز باشیم.
در نهایت باید گفت این سطح از مصرف، فراتر از ظرفیت بازسازی طبیعی منابع است و سایه یک فاجعه سخت و بحران زیست محیطی بزرگ را بر روی استان البرز میاندازد.
طرحهایی همچون تزریق مصنوعی که با هدف بازگشت هدفمند آب به زیر زمین و تقویت سفرههای تحلیلرفته، طراحی شدهاند و یا نوسازی و بهسازی شبکه آبرسانی و یا حتی خارج کردن صنایع پر مصرف آبی از استان، شاید گره گشای موقتی و کم شدن سرعت تحلیل زمین باشند، اما واقعیت پنهان، تنها در آموزش و فرهنگسازی برای غیرتمندی مردم به آب و منابع آبی نهفته است.
با این حال، واقعیت میدانی نشان میدهد که اگر فرهنگسازی مناسب و سرعت تغذیه مصنوعی و نظارت بر چاهها از سرعت فرونشست زمین پیشی نگیرد، دشتهای البرز با آسیبهای جبرانناپذیری روبرو خواهند شد که پیامدهای آن بسیار فراتر از کمآبی ساده خواهد بود./مهدی مزرئی




