پرواز همای عاشقی، از خانه تا عرش کبریائی
پرینت
#٧٠۴٠
99/02/19 جمعه 09:40

پرواز همای عاشقی، از خانه تا عرش کبریائی

به مناسبت سالروز تولد استاد محمد حسین کتابچی، متخلص به علومی تبریزی

فردیس نیوز- استاد محمدحسین کتابچی، متخلص به علومی تبریزی، از شاعران گرانقدر کشور و از مفاخر فردیس، سال هاست در دل این شهر نشسته و حرف دل را با نگاهی ویژه و در سبک های مختلف، به زبان شعر می گوید و می نویسد؛ تا در عصر سرعت و تکنولوژی، ظرافت و شیرینی را به جان مخاطب بنشاند. علومی تبریزی در سال 1312 شمسی در تبریز به دنیا آمد و به سبب استعداد نهفته اش، شعر گفتن را از 5 سالگی و وقتی هنوز خواندن و نوشتن نمی دانست؛ آغاز کرد. با توجه به شرایط روز جامعه و علاقه به اهل بیت(ع)، در 16 ساعلومی تبریزیلگی اولین کتاب شعرش را در مدح اهل بیت، با عنوان تحفه العلومی در دو جلد منتشر کرد. وی در علوم مختلف عروض، بدیع، عرفان، فتوت نامه، منظومه، علوم غریبه تا شعر و سخن، کتاب ها نوشته است. نظیریه گویی بر دیوان حافظ، شاهکار ادبی اوست. ویژگی این استاد گرانقدر تخصص و تسلطش بر همه سبک های شعری از غزل و قصیده تا رباعی، ترکیب بند، ترجیع بند و ... است که این امر در شاعران بلند آوازه ایران زمین از ابتدا تا کنون، کم سابقه است. اشعار حماسی انقلابی، مثنویات، غزل بزمی و تبحرش در صنایع ادبی، او را نه تنها به عنوان شاعر، بلکه ادیبی توانا، عارف و مفسری آگاه معرفی می کند. بیش از 150 فن مختلف در صناعات بدیع وجود دارد که او  5 فن دیگر نیز به آن افزوده و با استفاده از همه این فنون، شعر گفته است. جالب تر اینکه هیچ گاه استادی نداشته و همه علوم و صناعات شعری را با جستجو در دنیای کتاب ها به دست آورده است؛ این را از اتاق استاد هم می توان فهمید. اتاقش کتابخانه ایست که استاد شبانه روزش را در آن می گذراند و مهمانانش را نیز همانجا پذیرا می شود. گویا خدای متعال لطفی ویژه به او داشته و اسراری از علومی خاص را در اختیارش گذاشته که نشانه هایش در برخی کتاب های او و خوابنامه اش مشهود است.

 در یکی از روزهای سرد زمستان ساعتی را در منزل ایشان مهمان بودیم و گفتگویی با این استاد گرانقدر و گوهر ادبی فردیس داشتیم که خواندنش خالی از لطف نیست.

استاد کمتر به سؤالات پاسخ می دهد و بارها  می گوید: این از خود تعریف کردن است و من نمی توانم در خصوص توانایی هایم بگویم.

 در طول مدت مصاحبه با همان لهجه شیرین آذری از شعرهایش در سبک های مختلف برایمان می خواند. هنوز هم شعرهایش را با خط خودش در دفترچه ای کوچک می نویسد و همان، گنجینه شعرهای به چاپ نرسیده استاد است.

 از استاد می خواهم در مورد خانواده، زندگی شخصی و مهاجرتش به فردیس بگوید.

می گوید: در تبریز به دنیا آمدم پدرم نانوا بود، 4 خواهر و 2 برادر دارم که هیچکدام اهل شعر و ادب  نبودند. احمد کتابچی جد پدری ام کتابفروشی داشته و شهرت کتابچی از همینجا گرفته شده است. اما فصیحی تبریزی شاعر زمان شاه اسماعیل صفوی، بیستمین نسل پدری من بوده است.

در ساعلومی تبریزیل 1342 با دخترعمویم ازدواج کردم و با حمایت و تشویق همسرم توانستم موفقیت های بیشتری به دست آورم و در تمام این سال ها که من غرق در اشعارم بودم، همسرم مدیریت همه امور زندگی را بر عهده داشته است و من از هیچ چیز خبر نداشتم. 8 فرزند دارم؛ 5 دختر و 3 پسر که پسر بزرگم حاج غلامحسین بسیار کمک حال من است و اکثر کتاب هایم را او به چاپ رسانده است. کارمند راه آهن بودم که پیش از انقلاب از تبریز به تهران منتقل شدم و ابتدا در کرج و سپس در فردیس ساکن شدم. 

من دانشگاه نرفته ام اما در مدرسه دیپلم گرفتم و تحصیلات حوزوی را نیز به پایان رساندم. در دانشگاه تبریز به دعوت دکتر منوچهری دکترای افتخاری گرفتم و چندماهی را در این دانشگاه تدریس کردم، در دانشگاه تهران نیز به جای یکی از اساتید که به خارج رفته بود مدتی  به دانشجویان، منطق تدریس کردم. در شعر، استاد آنچنانی نداشتم و به سبب علاقه زیاد از مطالعه و جستجو، صنایع شعری را آموختم و ما حصل سال های عمرم بیش از 70 جلد کتاب شعری و 10 جلد نثری است که حدود 10 جلد از مجموع این کتابها به زبان آذری نوشته شده است. حالا حروف در خدمت من است و هیچ مشکلی موقع نوشتن یا خواندن کتاب ها ندارم. نوشته هایم بر اساس اسناد متقن است و تا کنون هجو ننوشته ام.  در موضوعات مختلف  از جمله جنگ ها، حماسه ها مقام مادر، پدر و غیره  شعر گفتم که بهترین کتاب هایم سفینه، گلستان ادب و ... است. انجمن شعر در شهرهای مختلف از جمله تبریز، تهران و غیره راه اندازی کردم که مهمترین آن انجمن شعر فرخی یزدی در کرج است که همچنان فعالیت دارد.

 

تعصب و علاقه استاد  به آذربایجان در شعرهایی  که در وصف این خطه به ویژه تبریز گفته، کاملا مشهود است در این خصوص می گوید: آذربایجان وطنم است؛ آنجا بزرگ شدم و علاقه ام به این سرزمین، مسلم است.

در خصوص وضعیت شاعران امروزی از استاد می پرسم که می گوید: الان شاعران قوی نداریم. برخی جوانان در برخی از سبک شعرها قوی هستند، اما کتاب ننوشتند.

می پرسم از مسئولان چه توقعی دارید؟!                                                                                                                           

می گوید: توقعی از مسئولان ندارم و جز دو مراسم بزرگداشت که در فردیس و فرهنگسرای نیاوران تهران برگزار شد؛  تا کنون از سوی مسئولان حمایتی  انجام نشده است. در طول دوران زندگیم  بارها مسئولیت های مختلفی به من پیشنهاد شد که   هرگز به سیاست علاقه نداشتم و از آن دوری کردم. اما به کسی بدبین نیستم و مخالفتی با هیچکس ندارم. شعرهای بسیاری در موضوعات مختلف انقلابی گفتم و اولین شعر انقلاب با مطلع" شبی بشنیدم از لب های رهبر،  شهیدان زنده اند الله اکبر" از شعرهای من است. . برای رهبرانقلاب  نیز شعر گفتم که توسط حجت الاسلام ایمانی، امام جمعه فردیس که از دوستان من است؛ برای ایشان فرستادم.

کلام شیوا و لحن گرم و شیرین، اما ساده استاد علومی تبریزی در سروده هایش و در صحبت هایش کاملا  مشهود است و  حرف آخر را ساده می گوید؛

مملکت پرنعمتی داریم که باید قدر این نعمت ها را بدانیم  که آرزویم رفاه و آسایش مردم است. انتظارم از مسئولان درستکاری و توانایی است؛ گرانی کمر مردم را خم کرده  و نیاز به توانایی، جدیت و تدبیر  مسئولان در حوزه اقتصادی است که امیدوارم با راهنمایی مقام معظم رهبری (مدظله) زندگی برای مردم آسان تر شود.علومی تبریزی

رضایت استاد از همسرش و عشق و علاقه آنها با گذشت بیش از 50 سال مثال زدنی است. استاد چند بیتی از شعرهایی را که برای همسرش گفته، می خواند و حاج خانوم زیرلب قربان صدقه اش می رود و به جواب هر سوال،  استاد را  عزیزم خطاب می کند. عشق دیرینه، نه فقط از کلام، که  از نگاه و رفتار آنها نسبت به هم، خودنمایی می کند. 

از حاجیه خانم راضیه احمدپور، همسر و یار دیرینه استاد علومی تبریزی می خواهم خاطره ای از 50 سال زندگی مشترکشان بگوید.

خانم احمدپور با احترام خاصی به استاد اشاره می کند و به شیرینی  می گوید: وقتی استاد هست که من نباید صحبت کنم.  50 سال با هم زندگی کردیم و   18سالم بود که ازدواج کردیم. استاد زیبا بود و در رفت و آمدهای خانوادگی می دیدمش و با وجود 12 سال فاصله سنی، قسمت شد باهم ازدواج کردیم. مکه و مدینه و همه 14 معصوم را باهم زیارت کردیم. استاد همیشه مشغول نوشتن است و از جوانی تا به حال تغییری نکرده است.  اگرچه برای بزرگ کردن بچه ها سختی بسیاری کشیدم، اما راضیم و به وجود استاد، افتخار می کنم.

ستار کتابچی پسر کوچک استاد، که هنوز در خانه، خدمت پدر و مادر می کند؛ از مسئولان گلایه دارد که به سراغ استاد نمی آیند، مگر در برخی مواقع مثل زمان انتخابات.

 

مریم آقانوری

 

 

 

SecImgSes



جستجوی در سایت
فرديس نيوز را به ديگران معرفي كنيد
ارسالی مخاطبین
صدای شما صدای شما
مشکلات شهر گرمدره از نگاه شما
پارک تندرستی و جمعیت یکسان سگ ها و انسان ها پارک تندرستی و جمعیت یکسان سگ ها و انسان ها
پارک تندرستی شبها محل جولان افراد صاحب سگ و سگ هاست!
مسئولین فکری به حال پارک ها بکنند! مسئولین فکری به حال پارک ها بکنند!
وضعیت پارک تندرستی صدای شهروندان را درآورد
تبلیغات=09121974180
صدای شما تلگرام کانال خبری

آخرین اخبار البرز