به یاد جلال

فردیس نیوز- جلال آل احمد رابايدبحق از مشهورترين نويسندگان معاصر دانست.

درميان نويسندگان عصر حاضر كمتركسي پيدا مي شود كه مردم از زندگي خصوصي شان نيز باخبر باشد.

مي توان گفت از مهمترين دلايل اين موضوع همزيستي جلال با سيمين بانوي داستان نويس است.

كه از حدود سال ١٣٢٩

بقول خواهرسيمين، ويكتوريا دانشور زمانيكه  يكسال عيد به همراه خواهرش سيمين وبا عده اي از فاميل براي ديدن خواهرشان  ميرفتند درراه بازگشت در اتوبوس  با يك جوان بسيار مؤدب و خوش تيپ كه جايش را باكمال ادب به سيمين داد و در طول مسير تا خود تهران درباره كتاب، نويسندگي و نويسنده ها حرف زدند.

اين دو نفر خانواده ايي از جنس متفاوت زندگي از جنس عشق و دلدادگي را بنا گذاشتند.

سيمين بانو متولد١٣٠٠

و جلال متولد ١٣٠٢

گويا اولين برگ از زندگي مشتركشان نامه اي از آل احمد به سيمين دانشور بود كه در هيچ آرشيوي يافت نشد.

اين دو دلداده از سال ١٣٢٧آشنايی شان در همان اتوبوس شيراز به مقصد تهران شكل  گرفت و درسال ١٣٢٩ زندگيشان را آغاز كردندكه آل احمد اينطور توصيف ميكند ؛ توي ماشين كه از گاراژ عدل راه افتاده بود با سيمين آشنا شدم  آمدن سيمين به زندگي ام تكانه اي بود كه مدتها من وخانواده ام را لرزاند.

سيمين بانوي شيرازي آن زمان كه ميخواهد در مقام ومنزلت و جايگاه و شان همسر جانش بگويد و بنويسد و جلال زندگيش را به تصوير بكشد برايش مشكل است واعتراف ميكند؛بارها خواسته ام غروب زندگي جلال را بنويسم و نتوانستم و حالا هم مي دانم كه چيزي در خور شأن او ازچنته بيرون نخواهم داد چه زنگار كه غم هجران باقيست.

بانو دانشوردر گوشه اي از كتاب غروب جلال چنين مي نگارد( زن يك نويسنده بطور عام شوهرش را به عنوان يك مرد ميشناسد نه بعنوان يك نويسنده ، خوانندگان آثار اين نويسنده هر چند دور از اين نظر او را بهتر از زنش مي شناسند، معمولا زنهاي هنرمند كم كم نسبت به آثار شوهرشان بي علاقه مي شوند و بعد نسبت به اين آثار كينه ميورزند  چرا كه شاهد آفرينش اين آثار و دردسرهاي مقدمات و نتايجش بوده اند. اما من كه زن جلال آل احمد هستم اورا از نوشته هايش جدا نميكنم و نه تنها به عنوان يك مرد بلكه او را بعنوان نويسنده ميشناسم.

سيمين جلال را چون خورشيدي به تصوير ميكشد و خودش را به مانند ماه كه نورش از پرتو خورشيد(جلال ) است متصور مي كند.

كه خورشيد سيمين بانوي ادبيات معاصر ايران زمين در ١٨شهريور ماه ١٣٤٨ دراسالم گيلان چشم فروبست ولي كماكان گرما و نور اميدش از لابه لاي نوشته هايش گرم كننده دل بسياري از دوستدارانش است.

يادش گرامي

 

 به قلم مهدي كيان


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
SecImgSes
* نظر:
حوزه و دانشگاه