اقتصاد مقاومتي از گفتار تا عمل

برای تحقق اقتصاد مقاومتی باید سهم خود را برداشت نه سهم خواهی کرد

فردیس نیوز - «همان‌طور که عرض کردیم مشکلاتی که وجود دارد اوّلاً با گفتن و حرف زدن حل نمی‌شود؛ اقدام و ابتکار و عمل لازم است. ثانیاً حلّ‌ مشکلات مجموعه‌ی اقتصادی کشور را در درون کشور باید پیدا کرد؛ ستون فقرات هم عبارت است از تولید؛ ستون فقرات اقتصاد مقاومتی که ما عرض کردیم، عبارت است از تقویت تولید داخلی؛ اگر این کار تحقّق پیدا کرد و همّتها متوجّه به این مسئله شد، مسائل کار بتدریج حل میشود، کار ارزش پیدا میکند، کارگر ارزش پیدا می‌کند، اشتغال عمومی می‌شود، بیکاری که یک معضلی است در جامعه بتدریج کم می‌شود و از بین می‌رود. اساس کار، مسئله‌ی تولید است.»

9/اردیبهشت/ ۱۳۹۴ بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از کارگران سراسر کشور به‌مناسبت روز کارگر

اقتصاد مقاومتي نه يك واژه بلكه يك جريان است.

بايد قبول كرد كه تمامي جوامع پيشرفته براي رسيدن به تاثيرگذاري جهاني خود با اجراي اصولي اقتصاد مقاومتي به خودكفايي اقتصادي و جهش در مسير رشد و توسعه دست يافته اند.

و اين هم بايد اذعان داشت كه نه تنها دستگاههاي اجرايي موظف به هموار سازي مسير رشد و تحقق به اين عمل جهادي هستند بلكه آحاد مردم نيز با صبر و اصلاح امور خود نقش تعيين كننده اي در اين مهم دارند.

يكي از راههاي رسيدن به خودكفايي اقتصادي، مقاومت در برابر جريانات سهم خواهي در داخل و خارج است.

اما چگونه؟

جاي جاي ايران اسلامي ما داراي منابع، فرصتها و پتانسيلهاي بي بديلي در راستاي شكوفايي و استقلال كشاورزي، صنعتي، فرهنگي و علميست كه به اذعان عمومي حرفهاي بسياري براي گفتن دارد.

به عنوان مثال شمال كشور در بحث كشاورزي، استان البرز در حوزه صنعت، استان اصفهان در حوزه جذب گردشگري و صنايع دستي در كشور بي نظيرند.

خوب چرا نبايد با كارشناسي موارد موثر در تحقق اقتصاد مقاومتي هر بخش را بر عهده يك استان گذاشت؟!

وقتي خطه شمالي كشور ميتواند در خط مقدم توليد محصولات كشاورزي مهم كشور باشد و با اندكي سرمايه گذاري بهتر و ارائه راهكارهاي كارشناسي و كمكهاي دولتي بازدهي فعاليت مردم زحمتكش آن را به چند برابر افزايش داد، از خطه اي ديگر توقع تاثيرگذاري در اين حوزه را داشت؟!

البته بعد از پايه گذاري اصولي اين مهم ميتوان بقيه مناطق را براي رسيدن به نقطه شماره يك كمك كرد اما در ابتداي امر بايستي پايگاههاي اقتصاد مقاومتي را ساخت و تجهيز كرد.

به عنوان مثالي ديگر وقتي استاني همانند البرز با حضور صنايع تاثير گذار خود اندكي از مسير استقلال صنعتي را پيموده است و ميتواند با كمي كمك هاي مالي و فكري به توليد محصولات پايه مورد نياز جامعه بپردازد اين وظيفه بر عهده استاني ديگر قرار بگيرد؟

البته مورد قبول است كه نمي شود بالاجبار افراد را به حضور در تاثير گذاري مجبور كرد اما مي شود تشويق كرد.

به عبارت ساده تر با بيان نيازهاي كشور براي رسيدن به اقتصاد مقاومتي، هر استان سهم خود را براي رسيدن به آن برداشته و در همان راستا با ارائه برنامه و راهكار قدمي مثبت بردارد. پس از آن مردم سهم خود را بردرند و اقدام كنند.

و باز هم مورد قبول است كه حادث شدن آن بسيار سخت است، اما ممكن.

به جاي سهم دادن، سهم برداريم و خود را ملزم به فعاليت كنيم.

اين مهم ترين كار است.

اقتصاد مقاومتي يك واژه نيست، يك حركت و تعقل خردمندانه است.

بدون شك هر حركت مثبتي در ابتدا با مقاومتهايي روبرو خواهد شد، چرا كه منافع بسياري را به خطر خواهد انداخت و براي تغيير نياز به تغيير است، آن هم تغييرات بنيادي كه ترس از دست دادن را با خود به همراه دارد

پس لازم است كمي بيشتر "همت" كرد و "مضاعف" سعي نمود.

مهدی مزرئی


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
SecImgSes
* نظر:
حوزه و دانشگاه